حرف دل

حرفــــــــــــــــــــــــ دل
G o m n a m 3 1 3 . i r
تـلـفن : 09032719700

  نام :
ایمیل:


Powered by WebGozar



آخرین نظرات
نویسندگان

استاد اگر بفهمد نمره نمی دهد ، دَرسَت را می افتی !!!

سه شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۳، ۱۲:۴۲ ق.ظ

این نامه ایست که به ریاست ، حراستِ دانشگاه ، دادم ؛ کار هم ندارم که چه عواقبی برایم دارد ، بر این اعتقادم که اگر کاری را دیدی درست است به خدا بسپار و انجام بده ، خیلی ها به من میگفتند نرو ، استاد اگر بفهمد نمره نمی دهد و می اندازدت ، اما کار درست و اسلامی را باید انجام داد ؛


حاج آقای قرائتی در صحبتی میگفتند روایت داریم که : ...لاتستوحشوا فی الطریق الهدی لقلة اهله... : ...در راه هدایت از کمى اهل آن وحشت نکنید... به زبان عامیانه تر یعنی اگر میبینی کارت درست و اسلامی است ، انجام بده و نترس ...

ببینید که دیگر چقدر اوضاع افتضاح شده ؛ (من عذر خواهی میکنم که اگر نام اساتید و یا دانشگاه را نمیزنم ، ولی اگر لازم باشد میگویم)

حالا میفهمم که چرا رهبری عزیز ، اینقدر رویِ دانشگاه ها تاکید داشتند و دارند و هی میگویند فقر فرهنگی ، جنگ نرم ، جنگ فرهنگی و ... ، کاملا درک کردم ؛ آقا هیچ وقت حرفی را بی دلیل و بیهوده نمیزنند .

به این دو عکس خوب نگاه کنید و با دقت مطالعه کنید .

خیلی سریع و خلاصه نوشتم و توضیح دادم ، لذا اگر خط بد است و یا کوتاه و مختصر است به همین دلیل میباشد .

صفحه ی 1
نامه به حراست دانشگاه-1

صفحه 2

نامه به حراست دانشگاه-2

اصلاً همین که شروع میکنم به نوشتن چیزهایی یادم می آید که آدم از شدت ناراحتی واقعاً نمیداند که چه کار کند ،

بگذارید برایتان بگویم ، همین امروز (چهارشنبه 23/9/1390) که ما درس سیستم عامل با آقایِ ... داشتیم چه اتفاقی افتاد ؛ یکی از دختران بد حجاب با وضعیتی که خودتان میدانید(بسیار افتضاح) وارد کلاس شد ، از درب کلاس تا رویِ صندلی که رفت و بنشیند ، استاد چیزی گفت که من یکدفعه شُکّه شدم ، اصلا جا خوردم ، انگار که یک دفعه ، آب سرد بر روی سر آدم ریخته باشند ، گفت : اول که وارد کلاس میشوند باید با استاد دست بدهند ، چرا دست نمیدهی ، پاشو ، (و بعد با کمی تامل و لبخند) گفت ؛ اشکال ندارد من وسیله برای دست دادن دارم و بعد با خنده ماژیکش را بالا آورد!!!

من واقعاً شُکّه شدم ، نمیفهمیدم که جدّی است ؟ ، شوخی است ؟ ، اگر شوخی است ، این چه شوخی ای است ، آن هم با دانشجویِ دختر ؟ اصلاً چه گفت ؟

میدانید چیست ؟

وقتی هم که میروی به حراست بگویی ، از هرکه که میپرسی آیا با من موافقی یا نه ، میگویند نرو ، استاد این دَرس ات را می اندازد و می افتی ، اینها را ول کن و هزاران هزار توجیه تراشی و حرف که خودتان بهتر از حقیر میدانید .

اصلاً به دَرَک که بیفتم ... ، من بیفتم مهمترو بهتر است یا اینکه در سال های بعد از این نوع اساتید که نمیدانم از کجا و با چه مجوزی آمده اند در کشورِ اسلامیمان هنوز استاد باشند و روحیاتِ مذخرف و غربیشان را به دانشجویانشان القا کنند ؟

وضعیت (برخی) دانشجویان به اندازه ی کافی از لحاظ فرهنگی و... خراب است ، که باز این نوع اساتید هم بهشان اضافه شد !!!

بدبختی که یکی و دوتا نیست که...

بگــــــذریم

ادمه ی توضیحات عکس را برایتان بگویم ؛

رفتم اتاق آموزشِ دانشگاهی که ای کاش صد سال سیاه نمیبود... (حالا بگذریم از اینکه ، خودِ خانومی که مسئول آموزش است وضعیتش مطلوب نیست)

می گویم : ببخشید خانوم ، امروز (یکشنبه20/9/1390) که درسِ زبان داریم ، کلاس خیلی شلوغ است ، به طوریکه من و یکی از دوستانم صندلی برای نشستن نداریم و از همه مهمتر اینکه ، دختر و پسر به وضعیت افتضاحی (اینکه میگویم افتضاح یعنی منظورم را خودتان بگیرید) کنارِ هم به صورت مختلط نشسته اند (ناگفته نماد که جلوی کلاس دختران بودند و همین طور که عقب می آمد مختلط میشد) شما کاری نمیکنید ؟

فکر میکنید چه جوابی به من داده باشند خوب است ؟

اولش که فکر کردند شوخی میکنم ، وبعدش هم کمی خندیدند و گفتند که ؛ خواهر برادری نشته اند دیگر ، و ... و بعدش هم اینقدر از این اتاق به آن اتاق رفتم تا مسئولِ اصلیِ آموزش را دیدم و...(بماند)  تا کلاس را در همان ساعت عوض کردند .

آیا من نباید پُشتم به کوه بند باشد که دانشگاهمان اسلامی است ؟ کو ؟ کجاست ؟

من که به جای درس به محض ورود به دانشگاه درگیر کلی از حواشی شدم ؟

آدم نباید بی تفاوت و سیب زمینی بی رگ باشد و بنشیند و بگوید هرچه آمد خوش آمد و... !!!

اگر دیدی دینت در معرض خطر است حتما میبایست کاری کنی .

چرا یک فرد مذهبی نباید بتواند درسش را راحت و آسوده خاطر بخواند ؟

میشود پاسخ این را مسئولین به من بدهند ؟

انگار که دیگر آن حیا و... ریشه کن شده ...

وقتی در کلاسی که استاد مشغول درس دادن است و دختر و پسر در تهِ کلاس با هم ارتباط برقرار میکنند و... و هیچ کس هم عین خیالش نیست ،  دیگر چه توقعی دارید .

اصلا استاد را ول کن آیا آن کلاس حرمت ندارد ؟

دانشجو باید از زمانی که به محیط دانشگاه وارد میشود شخصیتش هم متفاوت شود و اگر کلاس را بی انضباط و بی قوانین و... دید حتی به استادش هم خرده بگیرد و از آن مطالبه کند .

این چه دانشگاهی است و چه سیستمی است که ما پیاده کردیم ؟

اصلا این سیستم مالِ ماست؟ یا از جایِ دیگر آمده ؟

اینکه دانشجویانِ دختر و پسر در یک کلاس و با هم باشند کجایش اسلامی است و کجای اسلام این را گفته ؟

تا آنجایی که من میدانم اسلام گفته زنان و مردان یا نباید در یک محیط جمع شوند و یا اگر خواستند در یک محیط باشند حداقلّ اقلَّش بینشان حائل یا پرده یا هر چیز جداکننده ی دیگری باشد .

به خدا اینجا آدم دچار دوگانگی رفتاری و شخصیتی و عقیدتی میشود ،

اسلام یک چیز میگوید و اعمال و... درست در مقابل آن هستند ،

آن وقت هم مثلا میگویند دانشگاهِ "اسلامی" !!!

حرفم این است که باید دانشجویان دختر از پسر جدا باشند ، همان طرح تفکیک جنسیتی ، همین .


دریافت (حجم: 2.67 مگابایت)
دریافت (حجم: 16.2 مگابایت)

چادری می آید ، مانتویی و افتضاح برمیگردد !!!

روستایی می آید ، در خیابان ها با وضعیت های ... پیدایش میکنند !!!

از همه مهمتر اینکه فردِ مذهبی می آید و اصلا در برخی موارد بی دین بر میگردد !!!

در مواردی حقیر این را  به عین دیدم !!!

دانشگاه ها دارند با جوانان ما چه میکنند ؟ و یا بهتر است بگویم دشمن دارد چه میکند ؟


سیر تکاملی یک دانشجو در دانشگاه-پسرها

سیر تکاملی یک دانشجو در دانشگاه-دخترها

انگار دانشگاه شده محلّ پَسرَفتِ دینی .

اگر عقلانی هم بنشیم و فکر کنیم میفهمیم که دشمنان ، راهی به جز این برای ضربه زدن به نظام با اقتدار و اسلامی ما ندارند و هدف مستقیم گلوله آنان هم قطعا و یقینا ذهن جوانان و نوجوانانِ ماست .

من به رفقایِ مذهبی و هم عقیده ی خودم میگویم ؛

اگر بخواهیم  امروز دشمانان را عینی توصیف کنیم مثل شخصی است که در قسمت عمیق آب افتاده و شنا هم یاد ندارد و به هر چیزِ ممکنی چنگ می اندازد ، تا خودش را بیرون بکشد ، مطمئناً شخص در آن حالات ، هیچ چیز برایش مهم نیست، دست به هر کاری میزند تا خودش را نجات دهد .

و مطلب آخرم خطاب به خواهران ؛

تورو به جان حضرت زهرا(س) چادر را از سرتان در نیاورید ، یا بدحجابی نکنید ، به خدا قسم که با این کار کمک به دشمن میکنید ، امام زمان(عج) را از خود نرنجانید .

باور کنید ، باور کنید ، دشمن از همین سیاهی چادر شما میترسد ،

نظرات  (۳)

کار بسیار خوبی انجام دادید
عاقبتتون بخیر

پاسخ:
خدا عاقب همه ی مارا ختم به خیر کند ...
یا علی .ع.
۲۴ خرداد ۹۳ ، ۰۲:۵۶ یه دختر۱۴ساله ولی ۱۸ ساله
وای!اصلا فک نمی کردم که وضعیت دانشگاه ها به این شکل باشه!البته همچین بی اطلاع و بی خبر نبودم ولی دیگه نمی دونستم تا این حد وضع خرابه...
واقعا برای اموزش و پرورش متاسفم...
ولی خوشحال شدم که هنوز ادم دینداری مثل شما تو این دوره زمونه پیدا میشن...احسنت به شما و تقوای محکمتون که این مسائل و بی حیایی ها و بد حجابی و بی عفتی ها و...های استادان و مثلا دانشجو ها(برای این میگم مثلا دانشجو ها بخاطر اینکه واژه دانشجو خیلی قداست بالایی داره که بخواد سر همچین ادمایی باشه)باعث نشده که دچار تزلزل توی دین بشین.
ممنونم که حداقل شجاعت اینو داشتین که این موضوعات رو در قالب نامه بیان کنید...
موفق باشید.یا علی
۰۳ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۲۳ محمد صالح وکیلی
هر عقوبتی که داشت؛ بعدا حتما با خودت گفتی که کاش با خیال خیلی راحت تری اون نامه و امثال این هارو میدادی و به این کارت افتخار میکردی... چون آخرشم رفتی و متوجه شده بودی محلی که برای ارزش گذاشتن ساخته و نام گذاری شده، حالا شده محیطی که انگار دیگه حتی جای ارزشی ها نیست!!! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی