حرف دل

...



آخرین نظرات
نویسندگان

شهر فرشته ها...

سه شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۲۶ ب.ظ

 

 

شهر فرشته ها

روزی مردی خواب عجیبی دید .
دید که رفته پیش فرشته ها و به کارهای انها نگاه می کند  .
هنگام ورود دسته ی بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیکها از زمین می رسند باز می کنند و انها را داخل جعبه هایی می گذارند .
مرد از فرشته ای پرسید: شما دارید چکار می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم را از خداوند تحویل می گیریم .
مرد کمی جلوتر رفت . باز دسته ی بزرگی از فرشتگان را دید که کاغذ هایی را داخل پاکت می کنند و انها را توسط پیکهایی به زمین می فرستند  .
مرد پرسید: شماها چکار می کنید ؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم  .
مرد کمی جلوتر رفت ویک فرشته را دید که بیکار نشسته  .
مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما اینجا چه می کنید وچرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است ، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی عده ی بسیار کمی جواب می دهند  .
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد : بسیار ساده فقط کافیست بگویند : خدایا شکرت (الحمدلله)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی